نفس های زاگرس به ما نیاز دارند
(بعد از هر فراز و نشیبی )
از: محمد فتاحی
8 خردادماه 1405
بازگشت ما پس از سه ماه سکوت…
سه ماه دوری…
سه ماه خاموشی …
آنهم صدایی ، که برای جنگلهای زاگرس میتپید .
ابتدا از صمیم قلب از همه خوانندگان گرامی،
دوستداران طبیعت،
حامیان و همراهان همیشگی جنگلهای زاگرس پوزش میطلبم.
قطع طولانیمدت اینترنت در ایران، ارتباط صمیمی ما را با شما برای سه ماه قطع کرد.
این سکوت اجباری برای ما نیز بسیار سنگین و دشوار بود.
امروزبسیار خوشحال و پرامید هستیم که اینترنت دوباره برقرار شده و این شانس گرانبها ، نصیبمان گردیده است.
ما بازگشتیم و با همان عشق و تعهد قبلی، بلکه با انگیزهای عمیقتر و ارادهای قویتر، ادامهدهنده راه گذشته مان خواهیم بود.
بلوطهای زاگرس،
آن پیران نجیب و استوار تاریخ این سرزمین،
هنوز ایستادهاند؛
زخمی، تشنه و خسته، اما سربلند.
هرچند در قرن اخیر ،تبرها بیش از باران بر تنشان فرود آمده،
اما ، هنوز نفس میکشند و هنوز بذر امید را در دل خاک زنده نگه داشتهاند.
زاگرس فقط مجموعهای از درختان نیست؛
زاگرس روح زنده این سرزمین است.
ریشههای عمیقش،
ستونهای حیات، آب، خاک و آینده همه ما هستند.
اگر این بلوطها یک بهیک فرو بریزند، تنها چند درخت نخواهند مرد.
- چشمهها خشک میشوند،
- خاک حاصلخیز به باد میرود،
- سیلابهای ویرانگر از کوه ها فرود میآیند،
- فقر و مهاجرت ناگزیر مانند خنجری بر قلب روستاها و شهرها فرود میآیند،
- و نسلهای آینده با سرزمینی فروپاشیده ،
- تشنه، بیرحم و غبارآلود روبهرو خواهند شد.
هر درخت،
قلبی تپنده در سینه زمین است.
هر شاخه آن ، نفسی برای کودکان فرداست.
هر بلوط کهن ،مادری بخشنده و خاموش است
که قرنها بیهیچ چشمداشتی،
زندگی، اکسیژن، سایه و آرامش بخشیده است.
اما دریغا از کسانی که تیغه اره موتوری ، تبر و تیشه را بر تنه
این موجودات زنده را فرود میآورند ،
تا چند متر زمین دیمزار یا درامد اندکی به دست آورند.
با هر ضربه، صدایی آه مانند و دردناک از عمق تنه بلوط برمیخیزد؛
دردی عمیق که اگر گوش دل داشته باشیم، به خوبی میشنویم و در هوا پخش میگردد.
درخت فریاد میزند، اما زخمهایش آرامآرام جانش را به خاک بازمیگرداند.
آیا اگر کسی با تبر بر تن فرزندانتان یا مادرتان ضربه بزند، آرام مینشینید؟
آیا از این عمل شنیع، غیرانسانی و ویرانگر هراس ندارید؟
آیا عواقب تلخ و درازمدت آن را در چشمان تشنه و آینده تاریک نسل بعد، نمیبینید؟
این پیمانشکنان طبیعت،
- کسانی هستند که امانت الهی و میراث ملی را با دستان خود نابود می نمایند.
- آنان نه آبادگر،
- بلکه غارتگران خاموش این سرزمیناند.
- تاریخ نامشان را در سیاهه ویرانگران ثبت خواهد کرد
- و هیچ ثروت اندکی که از رنج طبیعت به دست آید،
- آرامش و برکتی به روحشان نخواهد آورد.
بدانید زمین حافظه دارد
و درختان کوهستان ها ، زخمهایشان را هرگز فراموش نمیکنند.
درختان موجوداتی زنده، نجیب، مظلوم و بخشندهاند.
- آنها هوای ما را پاک مینمایند،
- خاک را در آغوش میکشند،
- چشمهها را زنده نگه میدارند
- و جلوی پیشروی کویر را میگیرند.
جنگل ها ف تنها خانه درختان نیستند؛
زیستگاه هزاران جانور است:
سنجابهایی که باغبانان خاموش آیندهاند،
پرندگان آوازخوان،
روباه، خرگوش، خرس قهوهای…. و حشرات کوچک که چرخه حیات را کامل مینمایند.
قطع یک درخت یعنی ویران کردن خانه هزاران موجود بیگناه و بخشنده…..
امروز زاگرس زخمی است، اما هنوز امید زنده است.
امید در دستان مادرانی که نهال میکارند،
در چشمان جوانانی که عاشق طبیعتاند،
و در قلب انجمنهایی که با عشق و دستانی خالی میجنگند.
نجات زاگرس، دیگر وظیفه یک نهاد یا دولت نیست؛
این یک رسالت انسانی، ملی و اخلاقی برای همه ماست.
این وبسایت پلی است میان علم و مردم : www.westforests.ir
- میان پژوهش و عمل،
- میان تجربه جهانی و درد های واقعی زاگرس.
ما آمدهایم تا دوباره عاشق شویم؛
- عاشق بوی خاک بعد از باران،
- عاشق آواز پرندگان،
- عاشق سایه بلوط بر سر کودکانمان
از همه شما دعوت گرم مینماییم ،
به پویش «دست در دست بلوط» بپیوندید.
.هر پیام، پیشنهاد،
تجربه یا حتی انتقاد سازنده شما برای ما بسیار ارزشمند است.
لطفاً نظرات و پیامهای ارجمندتان را برایمان بفرستید.
تا با کمک هم، بهترین محتوا و آگاهی را به خوانندگان عزیزمان عرضه نماییم.
- اگر امروز کنار هم بایستیم،
- اگر هر انسان خود را نگهبان یک درخت بداند
- و هر روستا به سنگر حفاظت و احیا تبدیل شوند،
- زاگرس دوباره خواهد خندید،
- دوباره سبز خواهد شد
- و دوباره نفس خواهد کشید.
- و زندگی همه ما به ارامش خواهد رسید.
ما زاگرس یک پارچه را در جایگاه واقعی خود در کشورهای ایران عراق ،ترکیه و بصورت محدود در سوریه … می بینیم .