مانیفست بیداری سبز
قطرههای امید برای دریای زندگی
نگارش: محمد فتاحی
آذرماه 1404

هموطنان عزیز، دوستان بیدار باش سبز، و همه کسانی که دلشان برای این کرهی خاکی میتپد!
در گروه بیدار باش سبز، این سؤال پرمعنا مطرح شد: «از امثال ما چه کاری برمیآید؟»
پاسخی که امروز پیش روی شماست، نه تنها یک ویرایش ساده از کلمات یک همرزم زیستمحیطی است، بلکه یک سند تاریخی و جهانی است؛ سندی که از عمق دردهای زمین برمیخیزد و با الهام از بهترین منابع جهانی، همچون فراخوان سازمان ملل متحد برای اقدام فوری ، جنبش جهانی جمعه ها برای آینده ، الهامگرفته از گرتا تونبرگ، و مانیفستهای بینالمللی مانند “مانیفست برای جهانی شکوفا” از مؤسسه بینالمللی محیط زیست و توسعه ، و “مانیفست اقیانوس آبی” برای حفاظت از دریاها، تدوین شده است. این متن، آمیزهای از احساس، انگیزش و واقعیت است.
فراخوانی برای جنبشی ملی و جهانی که از خانههای کوچک ما آغاز میشود و به نجات خانه بزرگمان، کره زمین، میانجامد.


شکل های شماره 2تا 4 به ترتیب کاشت بذر و نهال بلوط در زاگرس، جنبش جهانی کره سبز و کاشت پاییزه بذر و نهال بلوط در قره داغ در برنامه زاگروسانه
خانه کوچک ما، پازلی از خانه بزرگ زمین تصور کنید: هر روز صبح، جارو به دست میگیریم تا گرد و غبار را از کف خانهمان بزداییم. گلدانهای کنار پنجره را آبیاری میکنیم تا شادابیشان، زندگیمان را رنگین نماید. پنجرهها را میگشاییم تا نسیم تازه، ریههایمان را پر از اکسیژن کنند. اما اگر این کارها را نکنیم، خانهمان به باتلاقی از آلودگی و خفگی تبدیل میشود. حالا، این خانه کوچک را بخشی از پازل عظیمتر ببینید.
کره زمین، تنها پناهگاه فعلی بشر. از انقلاب صنعتی به این سو، این خانه بزرگ با طوفان تخریب روبرو شده است . قطع بیرویه جنگلها که ریههای زمین را میدرد، آلودگی آبها که شریانهای حیات را مسموم میکنند، آلودگی هوا که آسمان را تیره و تار میسازند، آلودگیهای صوتی که آرامش را میربایند، ریزگردها که خاک را خفه میکنند، گسترش بیابانها و اراضی شور که حاصلخیزی را میبلعند، و نابودی هزاران گونه گیاهی و جانوری که تنوع زیستی را به ورطه فراموشی میکشانند( این متن را در ذهن هاتون به خاطر بسپارید ).
کلانشهرها، همچون تهران و دیگر شهرهای ایرانمان، در دود و گرمای خفقانآور غوطهورند. خشکسالیها، همچون شمشیری بر گردن سرزمینهای خشکیده، پیش میتازند. کاهش بارندگیها، کم شدن برفها، و افزایش دما، تغییرات اقلیمی را به هیولایی تبدیل کردهاند که مرزها را نمیشناسند. گزارشهای پنل بیندولتی تغییرات اقلیمی ، هشدار میدهند که این بحرانها، نه تصادفی، بلکه نتیجه مستقیم حرص و طمع صاحبان ثروت و قدرت هستند ،کسانی که برای چرخاندن اقتصادهای غارتگرشان، منابع جهانی را به یغما برده و خواهند برد. این مافیاهای قدرتمند، با نفوذ در دولتها، زنجیرهایی ساختهاند که گسستنشان به نظر ناممکن میرسد. اما ما میگوییم ( به قول ضرب المثل های ایرانی ، کار نشد نداره ، فقط تلاش و انگیزه می خواهد. یا به قولی می گفتند : مگه مرگه که علاج نداشته باشد ) ، ناممکن نیست.
چالشهای جهان سوم و درسهای جهان پیشرفته در کشورهای جهان سوم، همچون ایران عزیز ما، مدیریتهای ناکارآمد مشکلات را چند برابر کرده است. فساد و رانت، عدم اجرای قوانین زیستمحیطی، و اولویت دادن به منافع کوتاهمدت، منجر به فجایعی همچون مدیریت ضعیف زبالهها ( نا ترازی در منابع ابی ، الودگی های پیوسته…. ) شده که بر اساس گزارشهای جهانی مانند مقاله “مدیریت ضایعات در کشورهای در حال توسعه” در مجلههای علمی، آلودگی خاک، آب و هوا را تشدید میکرده اند . در لبنان، فساد منجر به بحران زیستمحیطی عظیمی رخ داده که زندگی میلیونها نفر را تهدید مینمایند. جهانیسازی نیز، با تشدید نابرابریها، مشکلات زیستمحیطی را در این کشورها دوچندان کرده است.
امید: اما امید هست! کشورهای پیشرفته، علیرغم آلودگیهای بالایآنها، گامهای الهامبخشی برداشتهاند. سوئد، با سیاستهای نوآورانه در انرژی تجدیدپذیر و امتیاز بالای شاخص عملکرد زیستمحیطی (EPI 72.7)، نشان داده که حفاظت از منابع طبیعی ممکن است. دانمارک، با استراتژیهای آب و هوایی پیشرفته، گازهای گلخانهای را کاهش داده و الگویی برای جهان شده است. شیلی، با تمرکز بر حفاظت تنوع زیستی، ثابت کرده که حتی در میان چالشها، میتوان به موفقیت رسید. ایالات متحده با سیاستهای کاهش آلودگی هوا از حملونقل، آسمان شهرهایش را پاکتر کرده است. این مثالها، از گزارشهای بانک جهانی و سازمان حفاظت محیط زیست، به ما میگویند: اگر آنها توانستند( کار نشد نداره )، ما هم میتوانیم!
فراخوان به عمل: از قطره به دریاحالا، ما در برههای ایستادهایم که هم خانه کوچکمان آلوده است و هم خانه بزرگمان زمین در خطر است. وظیفه تکتک ماست که آثار تخریب را بزداییم، ناپاکیها را پاک کنیم، و برای زندگی بهتر بجنگیم. اگر اقدام نکنیم، در غرقابی که دستان “هوشمند” بشر ساخته، همه غرق خواهیم شد ، غرقابی بدتر از هر کابوسی.
به یاد شعر دکتر شریفی در گروه بیدار باش سبز افتادم : ما همان قطرههای باران هستیم که بر دریای بیکران میافتیم. ابتدا میترسیم: “من قطرهام، ناچیز در برابر دریا.” اما دریاها را قطرهها میسازند! تکتک ما، از خانه خودمان، از محیط اطرافمان، آغازگر پویشی ملی و جنبشی همهجانبه شویم. با هم، ایرانمان را سبزتر از گذشته کنیم. این حرکت دستهجمعی ، باید شکل گیرد تا دریایی شویم و با خشکسالیها، تغییرات اقلیمی، و قطع دستان دزدان ثروتهای ملی بجنگیم. تا آباد کنیم ایران زمین را!
راهکارها کدامند؟
از خانه شروع کنید: زبالهها را تفکیک کنید، آب را صرفهجویی کنید، درخت بکارید، همچون کمپینهای زاگروسانه در زاگرس ( با سابقه بیش از 8 سال ) و جهانی که میلیونها نفر را بسیج مینمایند .
آگاهی دهید: در گروهها، خانوادهها و جامعه، این مانیفست را به اشتراک بگذارید. ما گروه بیدار باش سبز را ایجاد کردیم تا ، با هم فعالیت کنیم، از دیگران و جهانیان الهام بگیرید. زاگرس به تنهایی بیش از 20 نفر شهید سبز برای اطفای حریق داده است.
فشار بیاورید: از دولتها و سازمان های ذیربط مطالبه کنید. بدون تلاش و پافشاری ناترازیها و ناملایمات بیشتر و بحران های موجود ، دست در دست هم ، قوی تر و نابودکننده تری شکل خواهند گرفت.
همبستگی جهانی بسازید: بپیوندید به فراخوانهای سازمان ملل و جنبشهای بینالمللی برای جهانی بدون آلودگی ، بی آبی ،زباله و پلاستیک کمتر …….
ما قطرهها هستیم، اما با هم دریا میشویم.
بیدار باش سبز، زمان است
ایران سبز، زمین سبز
این ها میراث های ما هستند، برای نسلهای آینده.
با هم، تاریخ و زمین را سبز کنیم