سیبِ امید از تنهی شکسته
(زندگی دوباره از دل ویرانهها)
از : محمد فتاحی
خرداد ۱۴۰۵

شکل بالا نمادی از درخت سیب شکسته ضعیف و رها شده
درود بر تو، ای قامت شکسته اما جاودان!
ای درخت سیبِ شکسته، که تنهات همچون شمشیری از طوفان خورده، درخاک نیممتری سر برآورده و هنوز ایستادهای!
تو نه فقط زندهای، تو فریاد زندگی از دل مرگ هستی.
از زخم عمیق تنهات، جوانهای کوچک اما پرشور سر زده؛ ساقهای لرزان که با دستان سبزش به آفتاب سلام کرد و در چند فصل کوتاه، به شاخهای دوسه ساله بدل شد و در نهایت، با هدیهای الهی، یک سیب نیمهقرمز نیمهزرد بر تن شکستهات آویخت.
گویی آسمان به زمین گفت: «ببینید! از ویرانه، میوه میروید.»این سیب رنگارنگ، نه فقط میوه است؛
بلکه نماد پیروزی اراده بر تقدیر است.
تو که همه چیز را از دست داده بودی، می دانستید ، ریشهات هنوز در عمق خاک نفس میکشد.
تو که طوفانها، تبرها و خشکیها بر تو تاختند، تسلیم نشدی.
از همان شکاف درد، زندگی را دوباره زادی.
ای انسان!
- از این درخت: صبوری بیاموز،
- از این تنهی زخمخورده : استقامت بیاموز،
- از این جوانهی بیپروا: امید بیاموز.
ای کسانی که جنگلهای زاگرس را تخریب می نمایید !
به این درخت سیب در بالا بنگرید.
او به شما میگوید:
به جای تخریب سبزی بیافرینید
«حتی اگر تنهام شکسته باشد، ریشهام زنده است.
حتی اگر همه چیز را از دست داده باشید، یک جوانه کافی است تا دوباره جنگل شوید.»
درسهای جاودان این تصویر
- ریشه زنده، هرگز نمیمیرد.
- از دل شکافها، میوه میروید.
- امید، قویترین جوانه است.
- استقامت، میراث واقعی است.
- هر شکستگی، فرصتی برای بازآفرینی است.
- صبوری + تلاش = معجزه.
زاگرس را دوباره سبز نماییم؛
اگر هر کداممان یک جوانه شویم،
کل جنگل دوباره خواهد ایستاد.
این درخت شکسته، نه فقط یک تصویر است؛
پیام امید به تمام انسانهای خسته و شکستهی این روزگار است.
او میگوید:
«من شکستم، اما تسلیم نشدم. تو هم تسلیم نشو.»
ای درخت سیب شجاع! تو به ما آموختی که زندگی همیشه راهی برای ادامه دارد.
ریشهات در قلب ما نیز زنده خواهد ماند.
الهام ار این درس :
ما با الهام از این درس، بخشی از رسالت گروه «اوای سبز بیداری» را بیان مینماییم:
- ما بیداری را در خشم و عصیان نمیبینیم، بلکه در هوشیاری، صبوری، استقامت و زنده ماندن ریشهدار مییابیم.
- فعالیت ما آگاهیرسانی آرام و بیدار کردن دلهای خفته با صبر و متانت است، نه با جنگ و درگیری.

درودهای سبز ما همیشه همراه شما باد.
ا
———————-
سیبِ امید از تنهی شکسته
(زندگی دوباره از دل ویرانه ها )
میوه ی پیروزی بر تنهی شکسته
خردادماه 1405
درود بر تو، ای قامت شکسته اما جاودان!
ای درخت سیبِ شکسته، که تنهات همچون شمشیری از طوفان خورده، از خاک نیممتری سر برآورده و هنوز ایستادهای! تو نه فقط زندهای، تو فریاد زندگی از دل مرگ هستی.
از زخم عمیق تنهات، جوانهای کوچک اما پرشور سر زد؛ ساقهای لرزان که با دستان سبزش به آفتاب سلام کرد و در چند فصل کوتاه، به شاخهای دوسه ساله بدل شد و در نهایت، با هدیهای الهی، یک سیب نیمهقرمز نیمهزرد بر تن شکستهات آویخت. گویی آسمان به زمین گفت: «ببینید! از ویرانه، میوه میروید.»این سیب رنگارنگ، نه فقط میوه است؛ بلکه نماد پیروزی اراده بر تقدیر است.
تو که همه چیز را از دست داده بودی، ریشهات هنوز در عمق خاک نفس میکشید. تو که طوفانها، تبرها و خشکیها بر تو تاختند، تسلیم نشدی. از همان شکاف درد، زندگی را دوباره زادی.ای انسان!
از این درخت صبوری بیاموز،
از این تنهی زخمخورده استقامت بیاموز،
از این جوانهی بیپروا امید بیاموز.ای کسانی که جنگلهای زاگرس را در حال فروپاشی میبینید!
به این درخت بنگرید. او به شما میگوید: «حتی اگر تنهام شکسته باشد، ریشهام زنده است. حتی اگر همه چیز را از دست داده باشید، یک جوانه کافی است تا دوباره جنگل شوید.»درسهای جاودان این تصویر:ریشه زنده، هرگز نمیمیرد.
از دل شکافها، میوه میروید.
امید، قویترین جوانه است.
استقامت، میراث واقعی است.
هر شکستگی، فرصتی برای بازآفرینی است.
صبوری + تلاش = معجزه.
زاگرس را دوباره سبز کنیم؛ اگر هر کداممان یک جوانه باشیم، کل جنگل دوباره خواهد ایستاد.
این درخت شکسته، نه فقط یک تصویر است؛ پیام امید به تمام انسانهای خسته و شکستهی این روزگار است.
او میگوید: «من شکستم، اما تسلیم نشدم. تو هم تسلیم نشو.»ای درخت سیب شجاع! تو به ما آموختی که زندگی همیشه راهی برای ادامه دارد. ریشهات در قلب ما نیز زنده خواهد ماند.ما با الهام از این درس، بخشی از رسالت گروه «اوای سبز بیداری» را چنین بیان میکنیم:ما بیداری را در خشم و عصیان نمیبینیم، بلکه در هوشیاری، صبوری، استقامت و زنده ماندن ریشهدار مییابیم.
فعالیت ما آگاهیرسانی آرام و بیدار کردن دلهای خفته با صبر و متانت است، نه با جنگ و درگیری.
اوا ندای آگاهی و اطلاعرسانی
سبز رنگ امید، بقا و پایداری
بیداری بیداری ریشهداراین هنر گروه «اوای سبز بیداری» است:
نه فریاد، بلکه آگاهی؛ نه شعار، بلکه پیوند دوباره با زمین.
پرانرژی، باوقار، دلنشین و امیدوارکننده… و ماندگار، چون یک درخت.درودهای سبز ما همیشه همراه شما باد