گزارشی در باره طرح های جنگلداری در زاگرس
مدیریت محترم دفتر جنگلهای خارج از شمال
اظهار نظر پیرامون نامه شماره ۱۲/۲۵۱۳ – 19/۹/۸۱ شورای عالی جنگل ، مرتع و بیابان به دفتر
جنگلهای خارج از شمال
محمد فتاحی
24/ 9/ 1381
سابقه تهیه طرحهای جنگلداری در زاگرس به ۲۸ سال قبل بر( 1354-1353) میگردد . در این دوره دفتر فنی جنگلداری سازمان با اتکا بر سریهای وسیع و گسترده که در بر گیرنده چندین روستا بود، صرفنظر از تغییراتی که در نام طرحها پدید آمد تهیه طرحها را آغاز نمود .
تجزیه و تحلیل حاصل از ۲۸ سال تجربه به ما نشان داده که تا کنون به دلایل متعدد مانند :
گسترده بودن عرصه کاری
در بر گرفتن چندین روستا
یکسو نگری کارشناسان سازمان در تهیه طرحها
سپردن تهیه طرحها به دست شرکتهای مشاوره ای
تهیه گزارشاتی حجیم ، سنگین غالبا مملو از اطلاعات کلاسیک و بلا استفاده در عمل
شیوه تلفیق تا مناسب و ناهماهنگ والی آخر
برآیند چندان مثبتی را به همراه نداشته است.
در آخرین . شرح خدمات تهیه شده در سال ۱۳۷۵ بیشترین تلاشها به تهیه مطالعات پایه در زمینه های خاک ، زمین شناسی ، آب و هوا ، هیدرولوژی ، حیات وحش والی آخر اختصاص یافته است این اطلاعات در اکثر قریب به اتفاق طرحهای تهیه شده بالغ بر ۸۰ درصد اطلاعات هر طرح تهیه شده را به خود اختصاص میداد آنهم اطلاعاتی که در عمل و در مرحله سنتز و برنامه ریزی و یا ارائه پروژه های لازم کمتر از ۲۰ درصد قابل استفاده بودند به عنوان نمونه می توان به چند مورد اشاره نمود.
۱ – تهیه اطلاعات خاکشناسی زمین شناسی یا هیدرولوژی …….
آنچه در شرح خدمات اینگونه عناوین گنجانیده شده بسیار عالی و مطابق با آخرین مطالعات چنین رشته های در تخصص های مربوطه است. مسلما تهیه اینگونه اطلاعات نیاز به تخصصهای بالا ( حداقل فوق لیسانس یا دکترا) و هزینه های بالا است. از طرفی کنترل این چنین اطلاعاتی در سازمان هم نیاز به تخصصهای ذکر شده دارد که همه می دانیم کمتر دیده می شود.
نکته مهمتر ، به فرض اینکه این اطلاعات به خوبی تهیه شوند در مرحله تلفیق فاقد کارایی لازم می باشند یا وقتی طرح تهیه و به استان و نهایتا به شهرستان مربوطه فرستاده می شود چه کسی قادر به اجرای نکات مطرح شده خواهد بود.
1-در یک کلام، در عمل و در مرحله اجرا چندان قابل استفاده نیستند.
۲ – گزارشی مانند حیات وحش در برنامه سازمان ما چه نقشی را دارد.
3- – در مملکتی که هر وزارتخانه بطور مجزا برنامه ریزی را انجام و دنبال می نمایند، ذکر مسایل پیچیده دیگران چه دردی را دوا می نماید.
4- همه می دانیم که حتی در درون وزارتخانه جهاد کشاورزی هم برای اجرای یک طرح مشترک فراهم نیست. به عبارتی حتی در درون سازمان جنگلها و مو مراتع هم هر دفتری با توجه به شرح وظایف جداگانه ای که دارد، یکسری کارهای روتین مربوط به خود را دنبال می نمایند و تقریبا چندان با هم بجز در حرف اشتراک مساعی نداریم.
5 – ذکر کلماتی چون طرحهای جامع منابع طبیعی ، یا جنگلداری تا کنون فقط در قالب کلمات و الفاظ خلاصه شده است. و در اجرا اصلا قابل پیاده کردن نبوده است.
اصولا ما در بیان کلمات آزاد و کمتر پایبند به اصول و تعاریف از قبل تهیه شده هستیم.
به عنوان نمونه طرح جامع به طرحی گفته میشود که از طریق بالا ترین مراجع اجرایی برای یک منطقه به منظور دستیابی به رشد و توسعه با همکاری مشترک کلیه وزارتخانه هایی که ذی سهم در آن منطقه هستند طراحی و نهایتا زیر نظر یک مجری مسئول که از طرف مقام بالاتری انتخاب می گردد با بودجه واحدی مشغول بکار گردد.
در حالی که در طرحهای جامع ما آن جامعیتی که ما برای تهیه طرح ( بطور ناقص) قایل شده ایم فاقد بار مسئولیتی و بار مالی است. در نتیجه عملا هیچ طرحی نمی تواند به نتیجه نهایی برسد.
بنابراین در عمل سعی شده با بازی با اینگونه کلمات کلافهای سر در گمی را برای خود فراهم سازیم. اما در عمل مشکلی از مشکلات مردم یا جلوگیری از کاهشهای کمی و کیفی از پوششهای گیاهی را بدنبال نداشته است.
صادقانه اگر بگویم که حتی کاشت های ماهم به طبع اینگونه طراحی ها ، چندان موفقیت آمیز نبوده ( غالب پروژه های ما بعد از اجرا درگیر مسائل ناشی از محرومیت ساکنان با دخل و تصرف آنان همراه بوده به بیراهه نرفته ایم.
چه بهتر قبل از اینکه دیگران ما را تجزیه وتحلیل نمایند ، خودمان قادر باشیم با تجزیه و تحلیل از عملکردهایی که تا کنون داشته ایم شیوه طراحی و اجرا را از حالت کلاسیک به حالتی عملی تر که ما را با واقعیتهای ساکنان روبرو خواهد ساخت مواجه شویم
من معتقدم که اگر ما در هر دهه نتوانیم عملکرد دهساله خودمان را نقد و بررسی نماییم، جز به بیراهه رفتن کاری را از پیش نخواهیم برد
با توجه به نکات ذکر شده این دفتر از چند سال قبل ( ٧٦ تا (۷۹) با توجه به میزان بسیار زیادی از طرحهای تهیه شده تا کنون که بالغ بر ۸۲ فقره طرح در سطح کلی ….. ۱٨٤۰۰۰۰ هکتار که کمتر از ۲۰ درصد آنها در دست اجرا هستند و یا اصولا بین آنچه در طرح طراحی شده با آنچه در عرصه باید صورت گیرد تجدید نظر ننمایم؟ چرا نباید عملکرد تشکیلات خود را مورد نقد و بررسی قرار ندهیم؟ فکر کنم همه ما خواهان کشوری آباد و سرسبز هستیم اما در عمل چرا موفق نشده ایم و یا چرا نتوانسته ایم به اهداف خود برسیم ؟ باید حرکتی را آغاز کرد؟
در نهایت تا کی باید با بکار گیری چند اصطلاح مانند طرح جامع و امثال هم فقط و فقط خود را درگیر کارهای بیهوده ای که در عمل نتوانسته ایم به آنها برسیم ، مورد توجه قرار دهیم. از طرفی ما با کدام تخصص و با کدام دانش و بینش از امور اختصاصی و فعالیتهای سایر دستگاهها مانند مسایل آب ( وزارت نیرو ، کشاورزی ، بالا بردن سطح درآمد وزارت اقتصاد و دارایی ، وزارت نیرو و …. ) ، تامین کار و اشتغال ، تامین سوخت ( وزارت نفت ( ایجاد صنایع ( وزارت صنايع ) و غیره باید بهره برداری نمایم؟
حتی در طرحهای جامع ما اگر از شیلات ، یا تغییر نوع دام از سبک به سنگین یا تامین سوخت به عنوان یک فعالیت جانبی برای فراهم شدن زمینه موفقیت طرح نام برده ایم ، به آن خاطر است که اگر تعاونی در سامان عرفی شکل گرفت راههای مناسب را پیش پای آنان قرار دهیم.
با نگاهی واقع بینانه تر با دیدگاهی دیگر به این قضیه اگر نگاهی نو بیاندازیم.
دفتری مانند دفتر جنگلهای خارج از شمال بر اساس شرح وظایف سازمانی و تشکیلاتی خود و عناوینی کلی از قبل برنامه ریزی شده از سازمان برنامه و بودجه کشور برای یکسری فعالیت مشخص مانند اجرای طرح جنگلداری ، جنگل کاری و امثال هم اعتبار می گیرد ، نه برای تئوریهای بهم بافته شده درون طرحهای جامع ؟
بعبارتی با شرح وظایفی مشخص و اعتباری معین فقط باید دنبال کار مشخص و معینی که برایمان طراحی شده است حرکت کنیم زیرا بجز پوششهای گیاهی فاقد هر گونه مسئولیتی دیگر در سایر زمینه ها خواهیم بود.
– شرح خدمات و دستور العمل تهیه شده در سال جاری (۸۱) و ارسال به شورای عالی جنگل ، مرتع و خاک سازمان در سطح یک سامان با طراحی پوشش گیاهی در محدوده یک روستا به عنوان اولین واحد برنامه ریزی این دفتر در پی تجزیه و تحلیلیهای ذکر شده طراحی شده است. زیرا اگر بتوانیم در محدوده یک سامان عرفی موفق شویم ، از بهم ÷یوستگی کامل اینگونه واحدهای توانسته ایم ÷وشش های گیاهی یک شهرستان و یک استان و نهایتا یک کشور را اداره نماییم.
مهمترین نکات بارز طراحی جدید به نسبت شرح خدمات های سابق عبارتند از :
- از حجیم شدن طرحها با اطلاعات گسترده علمی و کلاسیک کاسته خواهد شد.
- از زمان لازم برای طراحی ، تهیه و تصویب کاسته خواهد شد.
- قابلیت اجرایی طرح به دلیل کاهش اختلافات اجتماعی بین روستاها و استفاده از ساکنان یک سامان که اشتراک مساعی بیشتری با هم دارند.
- طرحها آسانتر از گذشته با اتکا بر نیروهای محلی و طراحان تهیه خواهد شد.
- هزینه تهیه طرحها شدیدا کاهش می یابد.
- از واحدهای همگنی که در شرح خدمات سال ۷۵ دیده می شود و در طبیعت قابل پیاده کردن نیستند و یا به عبارتی چندین واحد همگن را یک تیپ گیاهی در بر می گیرد می کاهد.
- از طبقه بندی های نا مناسبی که در مرحله تلفیق شرح خدمات سال ۷۵ دیده می شود و فاقد هر گونه همخوانی با نیازهای اکولوژیک تیپهای گیاهی است می کاهد.
- از حجم اطلاعات غیر ضروری مطالعات پایه که فاقد کاربری در مراحل بعدی طرح موثرند کاسته شده و در عمل بر حجم اطلاعات پوششهای گیاهی که اساس طرحهای منابع طبیعی را شکل می دهد افزوده می گردد. متاسفانه در سابق اطلاعات پایه زیاد در عوض اطلاعات پوششهای گیاهی اندک بود.
- پروژه های اجرایی که در شرح خدمات سال ۷۵ بر روی نقشه ها دیده نمی شوند
- اما در نقشه های یک سامان قابل روایت و پیاده کردن هستند.
- هدایت ، نظارت و ارزشیابی طرحها بسیار آسانتر از گذشته قابل کنترل است.
- تصویب اینگونه طرحها بعد از تصویب در کمیته فنی اداره کل منابع طبیعی و دفتر جنگلهای خارج از شمال ( مانند طرحهای مرتع داری ( بدون نیاز به شورای عالی جنگل ، مرتع و خاک قابل پیاده کردن خواهند بود.
- بکار گیری سیستم غیر متمرکز که با برنامه دولت هماهنگ است.
- استفاده از اختیارات شوراهای اسلامی روستاها در اداره و کنترل منابع طبیعی
- تاکید بر ایجاد جنگلهای ناهمسال و هدایت جنگلهای شاخه زاد به سمت شبه دانه زاد
- بهره برداری بهینه از محصولات فرعی جنگل و مرتع
- حرکت بر ساختارهای قومی و سنتهای موجود
- استفاده از دانش بومی و تکوین آنها در جهت اصلاح منابع طبیعی
- کاهش تسلط گری دولت و دخالت دادن ساکنان در برنامه ریزی ، طراحی و سامان دمی عرصه
- ها و پروژه های مختلف
- استفاده اصلح از نیروهای محلی در امر حفاظت ، احیا ، توسعه و بهره برداری
- پویایی و تجدید نظر در طراحی در مقاطع پنج ساله
- توجه بیشتر به شناخت رویشگاه و اداره مناسب آن
- افزایش پروژه های مورد نیاز در منابع طبیعی
- جلوگیری از الگوهای نامناسب و کپی از کتب ترجمه شده
- غالب موارد ذکر شده در چندین بند اخیر در شرح خدمات های قبلی دیده نشده اند.
در پایان با ذکر چند نکته می خواهم عرض نمایم
الف – اجرای طرح در سطح حوزه های آبخیز ( واحدهای هیدرولوژی) که غالبا فاقد همخوانی با سامانهای عرفی هستند یا به دلیل گستردگی سطح حوزه امکان برنامه ریزی را کند و غیر قابل اجرا می نماید. نگاهی به حوزه آبخیز بزرگی مانند سفید رود که چند استان و چندین ده شهرستان و چند قوم و قبیله با فرهنگهای مختلف را در بر میگیرد فاقد کارایی است و عملا امکان هر گونه هماهنگی در این زمینه با توجه به مرزهای قرار دادی بین استانها عملا غیر ممکن خواهد بود البته این طرح با این جامعیت هم در این حوزه اجرا اما عملا به دلیل غیر ممکن شدن هماهنگیها مسکوت ماند.
۲ – تا زمانی که از طرف وزارت جهاد کشاورزی تشکیلاتی مناسب به منظور جامع نگری پروژه ها مشخص نگردد و همانند شرایط فعلی هر دفتر و هر سازمانی دارای شرح وظایف جداگانه دارند
نمی توان صحبت از جامع نگری و تمرکز بخشیدن فعالیتها را مطرح کرد.
3 – در پروژه های منابع طبیعی که مسئله حفظ آب و خاک و تامین علوفه و تلطیف شرایط آب و هوایی ، پایداری اکوسیستم ها ، توسعه پایدار و غیره مطرح است نمی توان طراحی هر طرحی را صرفا بر مبنای بیلان اقتصادی مثبت بنا نهاد ، چه بسا که حرکت با این تئوری اصولا در بخشهایی ازعرصه های منابع طبیعی عواقب نا مناسبی را به همراه داشته باشد.
در پایان پیشنهاد میگردد که سازمان برنامه و بودجه در سطح ملی یا استانی و با نظارت عالیه استانداران کلیه زمینه های لازم به منظور هماهنگی بین بخشهای مختلف در سطح استان را برای بالا بردن سطح درآمد مناطق مورد نظر از طریق اجرای طرحهای جامع فراهم نماید. زیرا ما هم معتقدیم که طرح های مدیریت منابع جنگلی به دلیل گستردگی و تداخل با مسایل اجتماعی و اقتصادی ساکنان یک طرح فراسازمانی است و هر طرح فراسازمانی نیازمند تشکیلاتی بهینه برای رفع نارساییهای موجود است.
با توجه به نکات ذکر شده در فوق مجددا تاکید بر اجرای طرح جنگلداری چند منظوره در قالب سامان های عرفی با تشکیلات فعلی هستی امیدواریم بتوانیم با بر ÷ایی کلاس های اموزشی فشرده زمینه ارتقای هر چه بیشتی را فراهم سازیم.